تبليغاتX
گناهم چیست که دوستت دارم

گناهم چیست که دوستت دارم

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست***آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست
تنبور دل گرفته ی من،یاریار کن...

تنبور دل گرفته ی من،یاریار کن

شوری به چنگ آور و وجدی شکار کن

 

چندی سکوت کردی و سرکه شراب شد

پایان گرفت گوشه نشینی،هوار کن

 

آیینه باش رو به صداهای ماوراء

از کائنات نغمه بگیر و نثار کن

 

تا چند زیر پرده بماند جنون من

این نعره ی نهان مرا آشکار کن

 

ای ذات ماورای  صداها و رنگها

ما را به آن سکوت مقدس دچار کن

 

فرخنده باد! پنجه ی حق می نوازدت

تنبور گُر گرفته ی من،یاریار کن

 

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت11:45توسط مرتضـی |
ناگاه روی دادم و طوفان شروع شد...

ناگاه روی دادم و طوفان شروع شد

ابری سیاه آمد و باران شروع شد

 

باریدم آنقدر که به پایان رسید ابر

آنگاه آسمان درخشان شروع شد

 

خورشید بر شقیقه ی من ایستاده بود

آبی ترین دقایقم از آن شروع شد

 

در من هزار نام درخشنده جان گرفت

من مات مات بودم و پایان شروع شد

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت1:5توسط مرتضـی |
من رودم و من رودم و من رودم و من رود...

من رودم و من رودم و من رودم و من رود

 

پا رود و نفس رود و لبم رود و سخن رود

 

اینک به فراسو کلماتم چه روانند

 

جاری شده از چشمه ی ژرفا به دهن رود

 

جوشان و کف آلوده روانم که بمیرم

 

دریا!بپذیر این به تن افکنده کفن،رود

 

در بستر طولانی رویا به خود آمد

 

با غرّش موسیقی خاموش"شدن"رود

 

رویای غریبی است که در حنجره رویید

 

من رودم و من رودم ومن رودم و من رود

 

+نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت1:44توسط مرتضـی |